واحد کارآفرینی

آخرین بروزرسانی: ۱۳۹۷/۰۸/۲۹ ۰۸:۰۴| تعداد بازدید: 88

 

كارآفريني چيست ؟

كارآفريني چيست ؟ كارآفريني مفهومي است كه تا كنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است و همه بر اين باورند كه كارآفريني موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است . سه دليل مهم كشورها براي توجه به مقوله كارآفريني ، توليد ثروت ، توسعه تكنولوژي و اشتغال مولد است . در حالي كه در كشور ما به اشتباه اين مفهوم صرفاً با شتغال زايي مترادف شده و فقط براي حل مشكل اشتغال به سمت كارآفريني پيش مي رويم .در اواخر دهه 70 در بسياري از كشورهاي پيشرفته به علت تغيير در ارزشها و گرايشها ي جامعه و البته تغييرات جمعيت شناختي ، موجي از كسب و كارهاي كوچك و افراد خود اشتغال به وجود آمد . به علت تاثيرات عميق اين پديده مطالعات زيادي از چهار ديدگاه اقتصاد ، مديريت ، جامعه شناسي و روان شناسي انجام شده است . با وجود قدمت بررسي كارآفريني و تلاش محققين فراوان ، مانند ساير مفاهيم علوم انساني ارائه تعريفي قطعي و مشخص براي آن ، كاري دشوار و حتي غيرممكن است . توجه به سير تكاملي اين مفهوم ، خود شامل نكات جالبي است . در سير تكاملي مفهوم كارآفريني ، عوامل زيادي مانند ريسك پذيري ، نوآوري و ….. به اين مفهوم اضافه شده است . در بخش حاضر ، براي درك بهتر كارآفريني ، سير تاريخي تعريف كارآفريني و تغيير نگرش به آن از ابتدا تا كنون مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

كارآفرين كيست ؟

هرکس برای خود رؤيا و آرزويی دارد. همگی ما وقتی در خواب هستيم رؤيا می بينيم. گاه آن را به خاطر می آوريم و گاه نه. رؤياهای کارآفرينان تنها به رؤيا محدود نمی شود بلکه راهی است به سوی واقعيت.

زمان زيادی نيست که کلمات کارآفرين و کارآفرينی در رسانه های مختلف تکرار می شود و هر کس به سليقه خود از اين واژه جديد برای اشاره به مديران، افراد مؤفق، سرمايه داران، سرمايه گذاران، صادرکنندگان، دلال ها و تاجرانی استفاده می کند. هر چند هر کدام از اين افراد ممکن است کارآفرين باشند ولی هيچکدام مصداق کاملی برای اين مفهوم نيستند.

به راستی کارآفرين کيست؟ آيا کارآفرينان ويژگی های متمايزی از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند؟ نگاهی به مسير حرکت فعاليت های کارآفرينان، مبدأ و منشأ و حرکت و انرژی که در طول مسير آنان را تغذيه می نمايد در تصويری اجمالی از شخصيت کارآ چه چيز باعث می شود که نشاط حرکت به لختی و سکون غلبه کند؟ آرزوی آن چيزی که امروز نيست ولی فردا می تواند باشد، اولين چيزی است که جمود کارآفرين را در هم می شکند. يعنی کارآفرين آرزومند است.

آنچه جهت و مسير کارآفرين را برای رسيدن به آرزوهايش تعيين می کند از درون او بر می خيزد. عزم او برای حرکت يا توقف و اقدام يا عدم اقدام، چيزی نيست که مولود شرايط، محيط يا اطرافيان باشد. يعنی کارآفرين کنترل درونی دارد.

فرين ارائه شده است. او برای اينکه بتواند درست آن چه را که می انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملی کند بايد رئيس و کارفرمای خود باشد. يعنی کارآفرين نياز به استقلال دارد.

ذهن پويای او مرزهای از پيش تعيين شده و قالب های رايج را در هم می شکند و با وجودی که همان چيزی را می بيند که ديگران می بينند، اما چيزی را می انديشد که ديگران نمی انديشند. يعنی کارآفرين خلاق است.

وقتی که خلاقيت از ذهن به عمل منتقل می شود، نوآوری صورت می گيرد. نوآوری يعنی پيمودن راه نارفته، کسی که اولين بار راهی را می پيمايد، اولين کسی است که می تواند خبر مخاطرات راه را برای ديگران بياورد. يعنی کارآفرين خطرپذير است. او به جای آن که منتظر ضمانت يک پايان موفق بماند، به فکر و تلاش خود تکيه می زند، به مشکلات حمله می کند و پيش می رود. يعنی کارآفرين منفعل نيست و برای استقبال از آينده روحيه ای تهاجمی دارد.

لحظه تصميم آغاز، تنها زمانی نيست که او با ريسک مخاطره مواجه می شود. ابهام يک پايان نامعلوم، بر هر قدم اين راه سايه می اندازد. يعنی کارآفرين قدرت تحمل ابهام دارد.

به استقبال فردا رفتن، آخر ماجرا نيست. کسی که آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل می اندازد، بايد توان سخت کارکردن در شرايط پرتنش را هم داشته باشد. يعنی کارآفرين با وجود فشار زياد، کارآيی خود را حفظ می کند.

بايد گفت که تعريف مجموعه ای از صفاتی که کارآفرين ايده آل را به تصوير کشد، امکان پذير نيست و از طرفی هر کارآفرينی تمام ويژگی های بدست آمده در تحقيقات کارآفرينی را ندارد.

برخی ديگر از ويژگی هايی که محققين بسياری آنها را به عنوان ويژگی های کارآفرين برشمرده اند عبارتند از: – آينده نگر بودن و داشتن چشم انداز: چشم انداز برای شخص کارآفرين کاملاًٌ شفاف و خالی از هر گونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران می باشد. داشتن چنين چشم اندازی به کارآفرين کمک می کند تا حرکتی مستمر و بدون سردرگمی و مستقيم به سمت هدف داشته باشد. علاوه بر اين چشم انداز قابل انتقال، ديگران را نيز در طی مسير همراه و مدديار او می نمايد.

– مصمم بودن: عزم راسخ کارآفرينان يکی ديگر از ويژگی های بارز آنهاست که انرژی و تعهد لازم برای کسب موفقيت را ايجاد می کند. کارآفرينان مصمم از ايده های جديد و فرصت ها و پيشنهادهای شغلی ديگر چشم پوشی می کنند و در مقابل به کاری که برای خود برگزيده اند پايبند می مانند. اين قطعيت کارآفرين را طی فرآيند راه اندازی از هر گونه شک و ترديد و دودلی مصون نگاه می دارد تا حدی که مخالفت نزديکان و آشنايان نيز نمی تواند در اراده آنان خللی وارد نموده بلکه دودلی ديگران نيز تحت تأثير اين قطعيت برطرف می شود.

– تمرکز: برای اينکه کارآفرين از انجام موفقيت آميز تمام طرح و برنامه ها و جزئيات کار مطمئن باشد، لازم است که همانند يک فوتباليست خوب که لحظه ای چشم از توپ بر نمی دارد در تمام لحظات با تمرکز بر چشم انداز، همه انرژی، وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.

– انگيزش: نياز خود شکوفايی يکی از مهمترين انگيزه های کارآفرينان در محقق کردن چشم انداز خود است. نتيجه اين نياز قوی اين است که در مسير حرکت به سوی هدف، هر چيز ديگری در اولويت پايين تری قرار می گيرد. در روابط شخصی، علايق خارج از اين چشم انداز و يا پروژه های باسود مالی زياد، همه از مواردی هستند که در مقايسه با هدف، اولويت پايين تری خواهند داشت. البته سود مالی بندرت انگيزه کارآفرينان قرار می گيرد چرا که پول به تنهايی نمی تواند انگيزه انجام تمام زحماتی باشد که در شروع يک فعاليت کارآفرينانه لازم است، هر چند معيار خوبی برای اندازه گيری موفقيت فعاليت کارآفرينان است.

– وقف و از خودگذشتگی: کارآفرينان همه زندگی خود را وقف کار می نمايند، بسيار سخت کوش هستند و پشتکار آنان مثال زدنی است در حقيقت آنان از کار در راستای هدف خود لذت می برند. داشتن چشم انداز روشن و ترکيب آن با خوش بينی و ريسک پذيری کارآفرينان، سخت کوشی و تعلق خاطر به کار را در آنان پديد می آورد.

فرصت های کارآفرینی از کجا می آیند؟

 

کارآفرینی و کشف فرصت

کارآفرینی فرآیند شناسایی و بهره برداری از فرصت ها است. در واقع، فرصت محور فعالیت های کارآفرینی و موضوع آن قلب تحلیل های کارآفرینی محسوب می شود. کارآفرینی فرآیند شناسایی نیاز بازار، خلق ایده، تشخیص فرصت ها و بهره برداری از این فرصت ها می باشد. بدون وجود فرصت، کارآفرینی رخ نمی دهد. فرآیند کارآفرینی چه به ایجاد یک سازمان جدید منجر شده و یا بکارگیری مکانیزم های بازار را باعث شود، نیازمند شناسایی فرصت ها و خلق روش های جدید برای بهره برداری یا سازماندهی آنها می باشدو در این میان آن دسته از افرادی که به کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها می پردازند، کارآفرین نام دارند.

 

کارآفرینی کنید، زمان آن فرا رسیده است!

امروزه اقتصاد مبتنی بر دانش زمینه ای بکر و درحال توسعه بوده و در جهت رشد و پیشرفت کارشناسان، خبرگان و کارآفرینان با انگیزه به شمار می رود. اکنون زمان آن رسیده است که آرزوهای خود را دنبال نموده و به دنبال راهی جهت نفوذ در بازار باشید. بدین منظور سرمایه ای دست و پا کنید و با راه اندازی کسب وکار، محصول یا خدمت مد نظرتان را به بازار عرضه نمایید. اگر اطلاعات لازم در حوزه فرصت ها و تهدیدات محیطی را در اختیار داشته باشید به راحتی پس از شروع کسب وکار می توانید تعداد زیادی از محصول را به فروش رسانده و کسب وکار خود را برای سپری نمودن دوران بحرانی و دست یابی به پایداری بلندمدت آماده نمایید. در بلندمدت  از شما به عنوان یک کارآفرین با بصیرت و پربینش نام برده خواهد شد و همواره می توانید با غرور از پیشرفت ها و دست آوردهای خود یاد کنید.

کارآفرینان بسیاری یافت می شوند که موفقیت خود را نه به خاطر ذکاوت بلکه به واسطه شانس و قرارگرفتن در محیطی مستعد و همچنین برخورداری از شرایط محیطی مساعد کسب نموده اند، در حالیکه در مقابل بسیاری کارآفرینان پرتلاش نیز وجود دارند که به واسطه درگیر شدن با نابسامانی های محیطی با شکست مواجه شده اند. در اغلب مواقع شرایط محیطی بسیار مهم تر از کلیه تلاش هایی هست که یک مدیر برای موفقیت کسب وکار خود انجام می دهد.

گفته می شود که فرصت مهم ترین عنصر فرآیند کارآفرینی بوده و در فرآیند کارآفرینانه چیزی نیست به غیر از تشخیص، ارزیابی و بهره برداری از فرصت هایی که کارآفرینان به دلیل ویژگی های خاص خود توانایی دیدن آنها را پیدا می کنند. در واقع کارآفرینی فرآیندی است که در طی آن فردی بنام کارآفرین که سازوکارها و گرایشات شناختی خاصی دارد بدلیل داشتن دانش قبلی در یک حوزه خاص توانایی تشخیص یک فرصت را پیدا کرده و پس از ارزیابی و تشخیص ارزش تجاری آن فرصت اقدام به کسب منابع و اطلاعات مورد نیاز جهت بهره برداری از آن فرصت می نماید. در یک جمع بندی کلی، کارآفرینی فعالیتی است  که در خلق و معرفی کالاها و خدماتی جدید و سازماندهی و اداره ساختارهای کسب وکار، شیوه های جدید در بازاریابی و شناسایی منشأیی جدید از منابع اولیه دخالت دارد. لازم به ذکر است که کارآفرینان این فعالیت ها را به روشی که تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است به انجام می رسانند.


فرصت های کارآفرینی کدامند؟

سؤالی که به ذهن می رسد این است که "فرصت چیست؟"  توماس ادیسون معتقد است که:" از آنجا که فرصت ها با شمایل معمولی در معرض دید همگان ظاهر می شوند، غالباً توسط اکثر افراد نادیده گرفته می شوند."افراد مختلف، فرصت را بر مبنای دیدگاه های خود به اشکال مختلف تعریف کرده اند. در کل می توان فرصت را شرایطی دانست که بر اساس آن، افراد گزینه هایی را بصورت نوآورانه تشخیص می دهند و امکان معرفی محصول، خدمت، فرآیند، شکل سازمانی و بازاری جدید برای آنها فراهم می شود که منافع حاصل از آن بیشتر از هزینه های آن می باشد.  بیشتر افراد تصور می کنند که موفقیت های کارآفرینانه بر اساس یک ایده کاملاً جدید حاصل شده است. اما همیشه یک ایده به تنهایی کافی نیست. میلیون ها نفر از مردم ایده هایی در سر داشته اند که هیچکدام تبدیل به یک شانس طلایی نشده اند! شروع و راه اندازی یک کسب وکار نیازمند چیزی بیش از یک ایده و نیازمند فعالیت های بیشماری از جمله استخدام کارکنان، خرید تجهیزات، اجاره تسهیلات، بازاریابی، جمع آوری منابع مالی و فعالیت هایی از این دست می باشد. اغلب افراد معمولاً جهت راه اندازی کسب وکار خود، یک "سناریو" یا دستورالعمل از پیش تعیین شده که پیش از این در جای دیگریپیاده سازی شده را اجرا می کنند. کارآفرینان ممکن است هنگام راه اندازی بنگاه، مجموعه ای از دستورالعمل ها را ادغام و با بکارگیری آنها، مقدمات پیاده سازی فعالیت خود را فراهم آورند. چنین فرآیندی گاهی حساس و حتی دلهره آور بوده و تعجب برانگیز نیست که بسیاری کارآفرینان تازه کار هرگز جهت پیاده سازی ایده خود دست بکار نمی شوند.

 

مزايا و منافع كارآفريني

  1. كارآفريني عامل ترغيب و تشويق سرمايه گذاري است
  2.  كارآفريني عامل تحريك و تشويق حس رقابت است.
  3. كارآفريني عامل تغيير و نوآوري است
  4. كارآفريني باعث ايجاد اشتغال مي‌شود
  5.  كارآفريني كيفيت زندگي را بهبود مي‌بخشد
  6.  كارآفريني موجب توزيع مناسب درآمد مي‌شود.

بنابر منافع مذكور، امروزه در تمام سرمايه‌گذاري‌هاي دنيا سعي بر اين است كه مغزهاي متفكر صنعتي را شناسايي و جذب كنند به دليل اينكه دنياي امروز، جهان علم و تكنولوژي است و ارزش اصلي توليد در مغز انسان‌ها نهفته است.

 

نقش كارآفريني در اشتغال

زماني كه كارآفرينان يك شغل جديد را شروع مي‌كنند بالطبع حداقل به يك يا چند نيروي استخدامي نياز دارند تا كارهاي خود را سامان بخشند. كارآفرينان به علت قابليت اشتغال‌زايي كه دارند، به كاهش نرخ بيكاري كه از اهداف كلان اقتصادي، اجتماعي، دولت‌ها است كمك مي‌كنند. بنابراين، كارآفريني مي‌تواند زمينه‌ساز اشتغال نيروي كار باشد و نو‌آوري كه در يك فعاليت اقتصادي توسط خود فرد ايجاد مي‌شود منجر به ايجاد اشتغال در جامعه مي‌شود. بر اساس آخرين نظرسنجي كه تحت عنوان فرهنگ كار و نگاه ايرانيان در آن انجام شده است فقط 42 درصد از جمعيت ايران خواهان شغل‌هاي ثابت اداري و يا در چارچوب شغل‌هاي وظيفه‌گرايي هستند. اين در حالي است كه در سال 2000 بيش از62 درصد از جمعيت دنيا اظهار داشتند كه مي‌خواهند داراي شغل مستقل (فعاليت خوداشتغالي) باشند ، 34 درصد از كل جمعيت بالا آماده پذيرش ريسك به منظور دستيابي به رضايت شغلي متكي بر فعاليت‌هاي فردي تأكيد داشتند. امروزه روحيه كارآفريني به شدت در ميان جمعيت جوان ايران در حال گسترش است. از طرفي با توجه به شرايط اقتصادي، اجتماعي كشور در حال حاضر، توجه به كارآفريني بيش از پيش حائز اهميت شده است. با عنايت به اعمال سياست‌ كاهش تصدي‌گري دولت و همچنين محدوديت‌هاي سرمايه‌گذاري در بخش خصوصي، سوق‌دهي جوانان و زنان جوياي كار به سمت مشاغل كارآفريني و خود‌اشتغالي ضرورت مي‌يابد. مملكتي كه يكي از آغاز كنندگان تمدن بشري بوده احتياج به جواناني دارد كه كانون‌هاي توليد و اشتغال را در جامعه تشكيل دهند.

در خاتمه امید آن می رود که فضای کشور به گونه ای فراهم شود که کارآفرینان بتوانند به خوبی رشد نمایند و این امر مستلزم همکاری نزدیکمحافل علمی و مؤسسات اجرايي براي شناسايي و پرورش و توسعه استعدادهاي افراد است تا بتوانيم هر چه بهتر و بيشتر از اين ذخایر گرانبها به نحو احسن استفاده نمائیم.